عشق تنها طريق تعالي جستن است . عشق ، نردبان آسمان است . آنهايي كه بدون استعانت از عشق ، قدم در راه مي گذارند ، در راه مي مانند ؛ فقط عشق انسان را به منزل مي رساند . گستره ي عشق ، وسيع تر از گستره ي آسمان است و گنجايش آن ، بيشتر از جهان . جهان چيزي نيست ، مگر كرشمه ي عاشقانه ي معشوقي ازلي.

جهان هاي بسياري پديد آمده و ناپديد شده اند ، جهان هاي بسياري پديد خواهند آمد و ناپديد خواهند شد ، اما عشق ، جاودانه مي ماند . جهان از عشق بنا شده . عشق حقيقت هستي است . حقيقت هستي ، خداست .

تجربه باطني خداوند ، يعني به تسخير كل در آمدن . همانطور كه اقيانوس به دل قطره راه مي يابد ، بي نهايت نيز به دل متناهي راه مي يابد . طبيعي است ، هنگامي كه بي نهايت به دل متناهي راه مي يابد ، متنهاهي ناپديد مي شود. هنگامي كه اقيانوس به دل قطره راه مي يابد ، قطره ديگر نمي تواند وجود خويش را حفظ كند .

خداوند جهان را در تسخير خود دارد ، او مي آيد و آدمي را مي ربايد . قدرت او چنان عظيم است و چنان فراگير كه آدمي چاره اي جز تسليم نمي يابد .

ديدار خداوند جز از طريق تسليم ميسر نيست . تسليم ، آغاز است و پايان . در ابتدا ، تسليم ، تسليمي نيم بند است. اما رفته رفته عميق و عميقتر مي شود . وقتي اين تسليم ، تسليمي تمام عيار شود ، چيزي از فراسو مي آيد و در دل مي نشيند و سرتاپاي تو را به جان ، روح و نور تبديل مي كند .

اين تجربه به خدا تعلق داشتن است .